ابراهيم عاملي ( موثق )
160
تفسير عاملي ( فارسي )
بيند لا جرم هرگز از رنج و خصومات خلق برنياسايد و اجتماع آن است كه نظاره ى حقّ كند داند كه حقّ يكتا و كار از يك جا و حكم از يك در . تفسير الميزان : مفسر معاصر سيّد طباطبائىّ شايد متوجّه به اين مطلب امام شده است و گفته است : جهت تقدم جمله ى : « تفرّقوا » بر « اختلفوا » ممكن است ، اين باشد كه اگر مردم با يكديگر مجتمع باشند و مربوط ، عقايد آنها هم به يكديگر نزديك و موافق خواهد بود و چون از يكديگر جدا شدند و رابطه با هم نداشتند اين پراكندگى موجب اختلاف عقيده و طريقه ى آنها مىشود و نتيجه ى آن دو دستگى و پراكندگى است . « يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوه » 106 طبرى : يعنى آزار سخت در آن روز است كه رويها سفيد مىشود و سياه مىشود . تنوير المقباس : بزرگترين موقع عذاب آن روز است كه روىها سفيد مىشود . ابو الفتوح : بخاطر بياوريد روزى را كه روىها سفيد مىشود . يحيى بن وثاب قرائت كرده است : « تَبْيَضُّ ) * و * ( تَسْوَدُّ » صداى زير در تاء بلغت قبيله ى بنى تميم زهرى خوانده است : « تبياضّ و تسوادّ » ، مفسّرين گفتهاند : معنى آيه اين است كه روى مؤمنين سفيد و از كافران سياه باشد ، عطا گفته است : روى سفيد مهاجرين و انصار هستند و روى سياه بنى قريظه و بنى نضير هستند ، عبد اللَّه عبّاس گفت : موحّدين روى سفيد و مردمانى كه دين از خود اختراع مىكنند سياه روى هستند . فخر : ابو مسلم اصفهانى گفته است يعنى : مؤمن بواسطه ى كارهاى دوران زندگى خود روى سفيد است چون از نعمتهاى خدا شاد است و كافر چون اعمال خود را مىبيند از شدّت اندوه رويش سياه مىشود . تأويلات كاشانى : سفيدى روى تعبيرى است از نورانيّت دل بنور حقّ به واسطه ى توجّه داشتن بحقّ و راستى و اعراض از ظلمات و تيرگيهاى هوا و هوس و سياهى روى كنايه است از تيرگى دل بواسطه ى توجّه بهوسها و خواسته هاى شيطانىّ در نتيجه ى پيروى از وسوسه و بد راهى او .